فيلم بازی12 : " رزمناوِ پوتمکين"
چند وقت پيش مصاحبه هايي با " فرانسيس بيکن" نقاشِ بزرگِ ايرلندي را خواندم که نشرِ نظر منتشر کرده است. هميشه بيکن و آثارش را دوست داشتم و خواندنِ اين مصاحبه ها علاقه ي مرا به او افزون کرد. بيکن در جايي از مصاحبه ها مي گويد که فيلم هاي "آيزنشتاين" کارگردانِ اهلِ شوروي(۲۳ ژانويه ۱۸۹۸ - ۱۱ فوريه ۱۹۴۸) و به ويژه فيلمِ " رزمناوِ پوتمکين" (پوتيومکين) ( محصول 1925) بر او و آثارش تاثيرِ فراوان داشته است. آگاهی از اين مساله باعث شد که ترغيب شوم و اين فيلم را ببينم. اين فيلم، فيلمی کاملا کلاسيک است که در زمانِ خود از فيلم هایِ پيشرو محسوب می شده. بعد از ساختِ اين فيلم تکنيک هایِ استفاده شده در آن، در فيلم هایِ بسيارِ ديگری به صورتِ کليشه تکرار شدند و بار ها و بار ها موردِ استفاده قرار گرفتند.
فيلم با الهام از داستانی واقعی طغيانِ مردمِ شهرِ ادسا را در سالِ 1905 نشان می دهد که با قيامِ ملوانانِ رزمناوِ پوتمکين آغاز می شود. اين فيلم صحنه هایِ دردناک و تاثير گذاری از کشتارِ بی گناهان، زنان، کودکان و سالمندان را نشان می دهند که در درگيری هايی انقلابی کشته می شوند. ديدنِ مردمانی که هم دل و هم صدا برایِ حقوقِ از دست رفته یِ خود قيام کردند و با بد ترين سرکوب ها و کشتار روبرو شدند، بی اختيار اشک را از چشمانم سرازير کرد. اين فيلم گرچه صامت است اما هزاران حرف با من داشت.
بيکن در جايی از مصاحبه ها می گويد: " برایِ افرادِ مذهبی و مسيحيان، تصليب مفهومِ کاملا متفاوتی دارد. اما برایِ يک غيرِ متعهد اين تنها عملی است از رفتار هایِ بشری، نوعی از رفتار با ديگری است." ديگری يعنی کسی که مثلِ ما نمی انديشد و مثلِ ما زندگی نمی کند و افسوس که بسر ديگری را به صليب می کشد، سنگسار می کند، بر دار می کشد و يا گلوله باران می کند. اين نوع از رفتار با ديگری برای ِمن خيلی درد آور است. رفتاری که در همه جایِ تاريخِ ديروز و امروز ردِ پایِ سياهِ آن را می بينيم.
بکين در مصاحبه ای بيان می کند : " مردم می گويند مرگ را فراموش می کنی، اما نمی کنی!" بيکن درست می گويد. هيچ قطره یِ خونی فراموش نمی شود. اين قطره ها گاه به کابوس هایِ شبانه یِ وحشتناکی بدل می شوند و انسان را به تمامِ واقعيات ِموجود بی اعتماد می کنند. انسان با انسان و انسانيت شک می کند و مثلِ پيرزنِ فيلمِ رزمناوِ پوتمکين فرياد می زند و مثلِ پاپِ تابلو هایِ بيکن فرياد می زند و مثلِ تمامِ کسانی که گلويِ فريادشان بسته است، آرام آرام اشک می ريزد.
فيلمِ رزمناوِ پوتمکين به عنوانِ يک فيلمِ کلاسيک و تاثير گذار بر تاريخِ سينما، ارزشِ ديد دارد. پس شما هم اين بار نه به پيشنهادِ من که به پيشنهادِ غيرِ مستقيمِ فرانسيس بيکنِ نقاش، اين فيلم را تماشا کنيد.
به اين فيلم از 5 ستاره 4 ستاره می گيرد.
کتابِ مصاحبه هایِ بيکن هم بسيار خواندی است و از 5، 5 می گيرد. در اين کتاب بيکن به نقل از ژان کوکتو می گويد : " هر روز در آينه مرگ را مشغولِ کار می بينم."
محمد فلاح نيا
6 شهريور 1389
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر